در ادبیات سیاسی جهان، ائتلافها معمولاً بر پایه منافع شکل میگیرند؛ منافع تغییر میکند و ائتلافها نیز فرو میپاشند. اما «جبهه مقاومت» در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، آیت الله سید مجتبی خامنهای از جنس دیگری است. این جبهه نه یک پیمان موقت سیاسی، نه یک اتحاد صرفاً نظامی و نه واکنشی مقطعی به تحولات منطقه است؛ بلکه یک جریان ریشهدار تاریخی، اعتقادی و تمدنی است که از متن انقلاب اسلامی ایران برخاسته و به تدریج به یکی از مهمترین واقعیتهای ژئوپلیتیکی و فرهنگی جهان تبدیل شده است.
جبهه مقاومت، بخشی از هویت جمهوری اسلامی ایران
رهبر معظم انقلاب جایگاه مقاومت را در نسبت با انقلاب اسلامی ایران تعریف میکنند. ایشان جبهه مقاومت را «بهترین دوستان» جمهوری اسلامی ایران میدانند و تأکید میکنند که اصل مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی ایران است: «ما کشورهای جبههی مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبههی مقاومت، جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
این تعبیر، حامل یک پیام مهم است؛ مقاومت در نگاه ایشان یک سیاست قابل تغییر نیست که با جابهجایی دولتها یا تغییر شرایط منطقهای دستخوش تحول شود. همانگونه که استقلال، عدالتخواهی و مقابله با سلطه از اصول بنیادین انقلاب اسلامی ایران هستند، حمایت از مقاومت نیز بخشی از هویت جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. به همین دلیل، رابطه ایران با جبهه مقاومت صرفاً یک همکاری سیاسی نیست بلکه پیوندی هویتی و راهبردی است.
استمرار یک مسیر تاریخی
رهبر معظم انقلاب حمایت از مقاومت را در امتداد راه امام خمینی(ره) و امام شهید و فرماندهان شهید این مسیر تفسیر میکنند. از نگاه ایشان، سیاست ثابت جمهوری اسلامی ایران بر استمرار حمایت از مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی استوار است: «سیاست ثابت جمهوری اسلامی ایران، در تداوم راه امام راحل و قائد شهید، بر استمرار حمایت از مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی-آمریکایی استوار است.» ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
این تأکید بر «سیاست ثابت» نشان میدهد که مقاومت در اندیشه ایشان تابع فراز و فرودهای سیاسی نیست. جمهوری اسلامی ایران خود را وارث یک مسیر تاریخی میداند؛ مسیری که از نهضت امام خمینی(ره) آغاز شد، با مجاهدت امام شهید آیت الله سید علی خامنهای و فرماندهان و شهدای مقاومت ادامه یافت و امروز نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی سیاست منطقهای ایران دنبال میشود. در این چارچوب، مقاومت نه یک پروژه کوتاهمدت بلکه یک راهبرد بلندمدت برای مقابله با نظام سلطه و دفاع از حقوق ملتهای منطقه است.
جبههای واحد با سرنوشتی مشترک
یکی از مهمترین مؤلفههای نگاه رهبر معظم انقلاب به مقاومت، فهم آن به عنوان یک پیکره واحد و بههمپیوسته است. ایشان تصریح میکنند که جمهوری اسلامی ایران در دفاع از حقوق خود، همه جبهه مقاومت را به صورت یکپارچه در نظر دارد: «ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچوجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.» ۱۴۰۵/۰۱/۲۰
این نگاه، بیانگر آن است که مقاومت مجموعهای از بازیگران پراکنده نیست؛ بلکه شبکهای از ملتها و نیروهایی است که سرنوشت مشترکی دارند. از این منظر، امنیت لبنان از امنیت ایران جدا نیست، سرنوشت یمن با آینده عراق بیارتباط نیست و جمهوری اسلامی ایران نیز خود را خارج از این معادله نمیبیند. به همین دلیل، هرگونه فشار بر یکی از اجزای مقاومت، به منزله فشار بر کل این جبهه تلقی میشود و هر پیروزی نیز دستاوردی مشترک برای همه اعضای آن به شمار میآید.
مکتبی که با خون شهیدان زنده است
در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب، مقاومت تنها با سلاح و تجهیزات تعریف نمیشود؛ بلکه بیش از هر چیز بر پایه فرهنگ ایثار و شهادت استوار است. ایشان با اشاره به شخصیتهایی چون امام شهید آیت الله سید علی خامنهای، شهید راغب حرب، شهید سیدعباس موسوی، شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید سیدحسن نصرالله و شهید سیدهاشم صفیالدین، تاریخ مقاومت را تاریخی آکنده از مجاهدت، شجاعت و فداکاری توصیف میکنند: «بیهیچ تردیدی، استقامت، ایستادگی و صبر در برابر سرسختترین دشمنان جهان اسلام یعنی آمریکا و نیروی نیابتی آن در منطقه از برجستهترین ویژگیهای امامِ قائدِ شهید بود. این مقاومت و پایداری در طول سالیان متمادیِ رهبری آن قائد عظیم تداوم یافت و تقدیم شهدای گرانقدری همچون حاج قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و ارتش، بزرگترین گواه بر درستی این مسیر است. شکی نیست که تاریخ مقاومت اسلامی مشحون از مجاهدت، شجاعت و شهادتطلبی است؛ فرماندهان مقاومت پیش از دیگر مجاهدان جان خود را در این راه فدا کردند بدون آنکه از هیچ تهدیدی بهراسند. از شهید شیخ راغب حرب و سیّدعباس موسوی تا شهید عزیز، سیّدالشهدای مقاومت سیّدحسن نصرالله و سیّدهاشم صفیالدین، همگی نمونههایی از این راه و روش بودند.» ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
نکته قابل توجه آن است که فرماندهان مقاومت همواره پیش از دیگران در معرض خطر قرار گرفتهاند و خود در صف نخست میدان حضور داشتهاند. از نگاه رهبر معظم انقلاب، همین ویژگی سبب شده است که مقاومت از یک ساختار سیاسی فراتر رود و به یک مکتب تبدیل شود؛ مکتبی که مشروعیت و قدرت خود را از فداکاری رهبران و مجاهدانش میگیرد. در این نگاه، شهادت پایان یک مسیر نیست؛ بلکه عامل تداوم و بازتولید قدرت مقاومت است. هر شهید، به جای آنکه خلأ ایجاد کند، الهامبخش نسل جدیدی از مبارزان میشود و همین مسئله راز ماندگاری این جریان را توضیح میدهد.
«الله اکبر»، رمز اتصال جغرافیای مقاومت
رهبر معظم انقلاب در تبیین ریشههای قدرت مقاومت، به عنصر ایمان اشاره میکنند. از نگاه ایشان، آنچه ملتها و جوانان مجاهد جبههی مقاومت را به یکدیگر پیوند داده، سلاح «الله اکبر» است. این تعبیر، مقاومت را از یک پدیده صرفاً سیاسی خارج میکند و به آن ماهیتی فرهنگی و اعتقادی میبخشد. در این چارچوب، قدرت مقاومت نه فقط در توان نظامی بلکه در باور مشترکی نهفته است که ملتها را حول یک آرمان واحد گرد آورده است: «همین سلاح الله اکبر بود که رشتههای اتّصال امّت اسلامی و جوانان مجاهد جبهه مقاومت را از ایران تا لبنان و فلسطین و عراق و سوریه، از آفریقا و یمن تا افغانستان و پاکستان و همه ملّتهای آزادهی جهان مستحکم کرد تا این حَبلِ متین به دفاع از کیان امّت اسلامی در برابر متجاوزان غاصب صهیونیستی برخیزد، طومار داعش را درهم پیچد، طوفانالاقصی به راه اندازد و نفَس رژیم متزلزل صهیونیستی را به شماره بیندازد.» ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
از میدان نبرد تا تغییر موازنه قدرت
در نگاه رهبر معظم انقلاب، مقاومت صرفاً یک گفتمان نظری نیست؛ بلکه کارآمدی خود را در میدان عمل اثبات کرده است. ایشان با اشاره به همراهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و مجاهدان مقاومت بهویژه مقاومت لبنان، تأکید میکنند که این همافزایی توانسته در برابر قدرتمندترین ارتشهای منطقهای و فرامنطقهای دستاوردهای مهمی رقم بزند: «رزمندگان غیور و نیروهای مسلّح جانفدا در ایران اسلامی، با همراهی مجاهدان جبههی مقاومت خصوصاً لبنان عزیز به پیروزیهای چشمگیر در برابر دو ارتش تروریستی و تا بُن دندان مسلّح آمریکایی-صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم دست یافتند.» ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
این تحلیل نشان میدهد که مقاومت از مرحله دفاع صرف عبور کرده و به یک عامل تعیینکننده در معادلات قدرت منطقه تبدیل شده است. اگر در گذشته مقاومت تنها به دنبال جلوگیری از پیشروی دشمن بود، امروز به بازیگری تبدیل شده که میتواند موازنه قدرت را تغییر دهد و ابتکار عمل را در اختیار بگیرد.
مقاومت، مقدمه بعثت امت اسلامی
شاید مهمترین و عمیقترین بخش نگاه رهبر معظم انقلاب به جبهه مقاومت، افق تمدنی آن باشد. ایشان از «بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت» سخن میگویند و این حرکت را مقدمه «بعثت امت اسلامی» میدانند. این تعبیر نشان میدهد که مقاومت در اندیشه ایشان صرفاً ابزاری برای مقابله با اشغالگری یا دفاع از مرزها نیست. مقاومت یک فرآیند بیدارسازی است؛ فرآیندی که میتواند روح استقلال، عزت و مسئولیتپذیری را در سراسر جهان اسلام احیا کند: «در پی بعثت ملّت ایران و جبههی مقاومت، بعثت امّت اسلامی رقم خواهد خورد و برائت از مشرکان از رَمی جمرات حج به صحنههای زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان در اقصی نقاط عالم تسرّی خواهد یافت.» ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
در این نگاه، مقاومت به دنبال ساختن آیندهای است که در آن مسلمانان نه در موضع انفعال بلکه در جایگاه کنشگر و تأثیرگذار قرار گیرند؛ آیندهای که در آن فرهنگ برائت از ظلم و استکبار از مناسک عبادی فراتر رفته و به سبک زندگی سیاسی و اجتماعی امت اسلامی تبدیل شود.
همبستگی، راز عبور از فتنه صهیونیستی
رهبر معظم انقلاب بعثت ملت ایران در کنار جبهه مقاومت را مایه مباهات و افتخار در برابر دیدگان آگاه و همه ملتها و آزادگان جهان میدانند. از نگاه ایشان، این بیداری و حرکت مشترک نه تنها جایگاه ملت ایران را در میان ملتهای مستقل و آزادیخواه ارتقا داده بلکه الگویی الهامبخش برای امت اسلامی و تمامی کسانی است که در برابر ظلم، اشغالگری و سلطه ایستادگی میکنند: «امروز همهی ملّت عزیز مفتخر است که با بعثت تازهی خود در کنار جبههی مقاومت، مایهی مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملّتهای آزاده جهان شده است.» ۱۴۰۵/۰۳/۱۴
در ادامه همین نگاه، ایشان بر اهمیت همبستگی میان اجزای جبهه مقاومت تأکید دارند و معتقدند هرچه پیوند میان اعضای این جبهه مستحکمتر باشد، مسیر مقابله با پروژه صهیونیستی کوتاهتر، مؤثرتر و کمهزینهتر خواهد شد: «بیتردید همراهی اجزای این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنهی صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن، دست از دفاع از مردم مظلوم غزّه برنداشت و حزبالله فداکار علیرغم همهی موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
اشاره ایشان به ایستادگی یمن در دفاع از غزه، حمایت حزبالله از جمهوری اسلامی ایران و نقشآفرینی مقاومت عراق، نمونههایی از همین همبستگی راهبردی است. این نمونهها نشان میدهد که مقاومت امروز دیگر مجموعهای از پروندههای جداگانه نیست؛ بلکه یک جبهه واحد با اهداف، تهدیدها و آرمانهای مشترک است. در همین راستا است که سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران، دفاع از حزب الله، حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل تجاوز رژیم صهیونیستی است: «جمهوری اسلامی ایران در راستای خطّمشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّدعلی خامنهای رضواناللهتعالیعلیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اوّل تفاهمنامهی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.» ۱۴۰۵/۰۴/۰۵
بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب، جبهه مقاومت از یک «دوستی راهبردی» آغاز میشود، به یک «سیاست ثابت» تبدیل میگردد، در قالب یک «جبهه واحد» معنا پیدا میکند، با «فرهنگ شهادت» تداوم مییابد، از «ایمان توحیدی» نیرو میگیرد، در میدان نبرد قدرت میآفریند و در نهایت به افق «بعثت امت اسلامی» و شکلگیری یک نظم جدید تمدنی میرسد.
از این منظر، مقاومت در اندیشه رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای نه یک واکنش موقت به بحرانهای منطقه بلکه یک پروژه تاریخی و تمدنی است؛ پروژهای که هدف نهایی آن، احیای عزت امت اسلامی، مقابله با سلطهگری و فراهم کردن زمینههای شکلگیری آیندهای مستقل، عادلانه و مبتنی بر کرامت انسانی است. به همین دلیل، جبهه مقاومت در این نگاه نه متعلق به گذشته است و نه محدود به امروز؛ بلکه یکی از مهمترین نیروهای سازنده آینده جهان اسلام و شکلگیری نظمی نوین در غرب آسیا به شمار میآید: «امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت امریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد.» ۱۴۰۵/۰۴/۰۵